← فال حافظ
فالِ شما از حافظ

غزل شمارهٔ ۲۳۷

نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌آید
قد بلند تو را تا به بر نمی‌گیرم
درخت کام و مرادم به بر نمی‌آید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی‌آید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمی‌آید

چگونه فال خود را بخوانید

نیت خود را در دل نگاه دارید، غزل را آرام از بیت نخست تا پایان بخوانید و بگذارید نگاره‌ها — می، یار، راه، نسیم صبح — به پرسش شما پاسخ دهند. حافظ به زبان نماد سخن می‌گوید، نه دستور.

دربارهٔ فال حافظ

هفت سده است که ایرانیان برای گرفتن راهنمایی دیوان حافظ را به‌تصادف می‌گشایند. حافظِ شیراز را لسان‌الغیب می‌خوانند؛ غزل او آینه‌ای می‌شود برای پرسشِ فال‌گیرنده.

Read a thousand years of Persian genius

Create a free account to unlock every translated masterpiece — Ferdowsi's Shahnameh and the complete Divān of Hafez, in faithful English and Russian, fully searchable.

Presentation © 2026 ITIPS · دیوان حافظ