← فال حافظ
فالِ شما از حافظ

غزل شمارهٔ ۲۴۰

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام
بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید
قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت
باده و گل از بهای خرقه می‌باید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکید

چگونه فال خود را بخوانید

نیت خود را در دل نگاه دارید، غزل را آرام از بیت نخست تا پایان بخوانید و بگذارید نگاره‌ها — می، یار، راه، نسیم صبح — به پرسش شما پاسخ دهند. حافظ به زبان نماد سخن می‌گوید، نه دستور.

دربارهٔ فال حافظ

هفت سده است که ایرانیان برای گرفتن راهنمایی دیوان حافظ را به‌تصادف می‌گشایند. حافظِ شیراز را لسان‌الغیب می‌خوانند؛ غزل او آینه‌ای می‌شود برای پرسشِ فال‌گیرنده.

Read a thousand years of Persian genius

Create a free account to unlock every translated masterpiece — Ferdowsi's Shahnameh and the complete Divān of Hafez, in faithful English and Russian, fully searchable.

Presentation © 2026 ITIPS · دیوان حافظ