← فال حافظ
فالِ شما از حافظ

غزل شمارهٔ ۱۲۱

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است
که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد
لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش هست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را
که صدر مجلس عشرت گدای رهنشین دارد
چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان
که دوران ناتوانی‌ها بسی زیر زمین دارد
بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است
که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد
صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان
که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد
و گر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس
بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد

چگونه فال خود را بخوانید

نیت خود را در دل نگاه دارید، غزل را آرام از بیت نخست تا پایان بخوانید و بگذارید نگاره‌ها — می، یار، راه، نسیم صبح — به پرسش شما پاسخ دهند. حافظ به زبان نماد سخن می‌گوید، نه دستور.

دربارهٔ فال حافظ

هفت سده است که ایرانیان برای گرفتن راهنمایی دیوان حافظ را به‌تصادف می‌گشایند. حافظِ شیراز را لسان‌الغیب می‌خوانند؛ غزل او آینه‌ای می‌شود برای پرسشِ فال‌گیرنده.

Read a thousand years of Persian genius

Create a free account to unlock every translated masterpiece — Ferdowsi's Shahnameh and the complete Divān of Hafez, in faithful English and Russian, fully searchable.

Presentation © 2026 ITIPS · دیوان حافظ